ترجمه آپ
دارالترجمه رسمی ترجمه آپ

انطباق فرهنگی در ترجمه متون به زبان فارسی
نویسنده : س. ز
زمان ایجاد : 1 سال پیش
انطباق فرهنگی در ترجمه متون به زبان فارسی-مقدمه
موضوع فرهنگ همواره به دانش ها، باورها، قوانین و اخلاقیات فرد به عنوان عضوی ا

انطباق فرهنگی در ترجمه متون به زبان فارسی

مقدمه

موضوع فرهنگ همواره به دانش ها، باورها، قوانین و اخلاقیات فرد به عنوان عضوی از جامعه خود اشاره دارد. مسئله فرهنگ زبان فارسی به دلیل پرمایه وتوانا بودن وحفظ آن در ترجمه همیشه مورد توجه نویسندگان ،مترجمان و محققین این حوزه قرار گرفته است.لذا اهمیت و ضرورت رعایت اصول فرهنگی جامعه فارسی زبانان در ترجمه و برگرداندن آثار مختلف غربی به این زبان بر همگان و به خصوص دانش آموختگان و مترجمان درسطوح مختلف رشته های دانشگاهی، زبان شناسان ودانشجویان رشته های مترجمی زبان انگلیسی و مطالعات ترجمه امری ضروری و مهم تلقی می گردد.

ایجاد تعادل بین رعایت بار معنایی لغات، ترجمه صحیح و روان کلمات، ترجمه تخصصی متون مختلف و حفظ فرهنگ زبان فارسی به نحوی که روح زبان مادری دچار آسیب نشود از مهمترین و شاخص ترین رسالت و وظایف مترجمان این مرز وبوم است. لذا به عنوان عضو کوچکی از جامعه مترجمین برخود واجب میدانم پس از مطالعه و بررسی های بسیار در این زمینه به ذکر نکاتی چند بپردازم.

 

انطباق فرهنگی(اصل وفاداری)

یکی ازمهمترین واساسی ترین نکات اصلی در زمینهٔ برگرداندن وترجمه آثار زبان‌های دیگر به زبان فارسی این بوده است که ترجمه باید تا حد امکان به متن اصلی وفادار باشد و مترجم باید از مبهم گویی یا شیرین زبانی خودداری کند و آنچه را نویسندهٔ اصلی واقعاً در ذهن داشته و روی کاغذ آورده، به نحوی به زبان فارسی برگرداند که با روح زبان فارسی منطبق باشد. ممکن است در انتقال بسیاری از واژه‌ها، تعبیرات و اصطلاحاتی که همواره وارد رشته های مختلف می‌شوند، ونیز ترجمه متون های مختلف عمومی و تخصصی بعضی اشکالات پیش بیاید، اما نباید دلیل بر این باشد که روح زبان فارسی از متنی به کلی غایب شود و رخت بر بندد … به هر حال، آنچه حتماً باید در نظر داشت و معمولاً از آن غفلت می‌شود گنجینهٔ پهناور و گرنبهای ادب فارسی و آثار حکمای فارسی زبان است. برای بسیاری از اصطلاحاتِ مشکل آفرینِ علوم مختلف شامل علوم انسانی، فنی و مهندسی، علوم پایه ، علوم پزشکی و .... با کندوکاو و حوصله می‌شود معادل‌های زیبا در زبان ما پیدا کرد. زبان فارسی، زبانِ پرسابقه و ورزش کرده‌ای است که قرن‌ها با مشکلات علمی دست و پنجه نرم کرده است. ما نباید بی اطلاعی و کاهلی خودمان را به حساب فقر زبان فارسی بگذاریم.

 

انطباق فرهنگی(مقدمه ترجمه)

مبانی فکری مترجم نه تنها در کارهایی که ترجمه نموده آشکار است، بلکه در مقدمه‌های ترجمه شده نیز کاملاً مشهود است و خواننده می‌تواند آنرا به روشنی درک کند. و باید به گونه ای باشد که به شعور مخاطب توهین نشود. داشتن مقدمه ای خوب که بیانگر خلاصه ای از هدف ها، روش ها، نکات و خطوط فکری مترجم که درکل متن ارائه شده وجود دارد کاملا امری بدیهی است.

 

انطباق فرهنگی(پایبندی به لحن اصلی)

چیزی که کاملاً روشن وقابل درک است این است که در هر نوشتهٔ جدی، چه در زمینهٔعلوم انسانی،علوم پایه، پزشکی، فنی و مهندسی بین نص و روح متن رابطهٔ محکم وجود دارد و طبعاً اگر این رابطه گسسته شود، به فهم ما از آنچه می‌خوانیم لطمهٔ شدید می‌زند… یکی از مهمترین موارد امانت داری در ترجمه، پای بندی به لحن اصلی نوشته است… در اهمیت لحن همین بس که در زندگی کمترین عاملی همچون لحنِ آنچه می‌شنویم یا می‌خوانیم احتمال دارد در احساسات ما تأثیر بگذارد… وظیفهٔ مترجم است که لحنِ نوشتهٔ اصلی را در ترجمه رعایت کند تا بتواند همان واکنش روانی و عاطفی و فکری‌ای را که نویسنده در زبان مبدأ به وجود آورده، در خوانندهٔ زبان مقصد ایجاد کند.

ممکن است صاحب نظران پس از غور و دقت به این نتیجه برسند که ترجمهٔ موجود از فلان اثرِ ارزنده، خوب نیست و بخواهند ترجمهٔ بهتری از آن در دست باشد [...یا] به نظر برسد که ترجمه یا ترجمه‌های موجود اگر چه درست، ولی متعلق به گذشته‌اند و زبان و بیانشان به دل نسل کنونی نمی‌نشیند، یا اکنون اصطلاح‌ها و تعبیرهای بهتری پیدا شده و نیاز به ترجمه‌های جدید داریم. در این صورت اقدام به ترجمه مجدد کار درستی است، البته اگر با علم و آگاهی و خوب انجام گیرد.

مترجم خوب فقط چیزی را ترجمه می‌کند که احساس کند خواندنش برای هموطنان مهم است و خودش آنرا دوست داشته باشد. کسی که نتواند این معانی را به هموطنانش منتقل کند و به فکر وادارشان کند و احیاناً انسان ترشان کند، … بیخود اسم خودش را مترجم می‌گذارد.

پیشنهاد به اهل قلم وصنف گروه مترجمین و دانشجویان گرامی این است که تا چیزی را نفهمیده‌اند و در ذهنشان پخته نکرده‌ اند ننویسند و ترجمه نکنند… بدیهی است دانش ومهارت در علم ترجمه پیوسته درحال پیشرفت و تحول است و ما برای بیان معانیِ جدید به واژه‌ها و تعبیرهای نو نیازمندیم. اما این احتیاج جواز مغلق گویی و کاربرد لغات وحشی و غریب نیست. اگر چنین بود، می‌بایست نام مترجم و نویسنده را از ما برمی‌داشتند و می‌گفتند مکانیک یا تکنیسین زبان.

بسیاری از اوقات مترجمان ما پیرو پسندِ روز می‌شوند و آنچه احساس می‌کنند در افکارِ عمومیِ غرب و طبقه کتابخوان و تحصیل‌کرده و به تبع آن مردمِ عادی مغرب زمین مطرح است، در اینجا [ایران] قابل طرح است. اشکال این کار این است که طرحِ این مطالب برای غربی‌ها ابتدا به ساکن نیست و آنها از مقدمات لازم آگاه‌اند ولی برای بسیاری از هموطنان ما اینطور نیست.

 

سخن آخر

در پایان باید گفت که یک ترجمه خوب و حرفه ای ترجمه ایست که : 1 - ترجمه ای زیباست و وفادار ۲ - نوع انتخابِ کتاب یا مقاله برای ترجمه، ریشه در آگاهی عمیقِ ایشان در قلمرو جامعه و نیازهای آن دارد ۳ - در قلمرو اندیشه و ترجمه ایدئالیستی نمیندیشد ۴ - تسلط بر زبان مبدأ و مقصد و تسلط بر متون ادب کلاسیک و معاصرِ فارسی و نیز انگلیسی دارد ۵ - ترجمه خوب و حرفه ای ترجمه ایست که برای دیگر مترجمان راه گشاست ۶ - مقدمه‌هایی که بر ترجمه‌ها نگاشته شده اند باید تسلط مترجم بر موضوع یا رشته‌ای که در آن باب ترجمه می‌کند را نمایان سازد.

با نگاهی به سیاهه آثاری که در سده اخیر و به ویژه در سه دهه اخیر به فارسی ، ترجمه شده و تحت عنوان ترجمه کتاب و مقاله ، ترجمه متون مختلف دانشگاهی و ترجمه روان تخصصی با آن ها مواجه می‌شویم کاملا واضح است که به ظاهر به زبان فارسی نوشته شده‌اند اما خوانندهٔ متخصص یا غیر متخصص با خواندن متن فارسی چیزی از معنای متن دستگیرش نمی‌شود... ترجمه‌هایی که به فرهنگ فارسی زبانان توجه نموده سیمای مترجمی را در برابر خواننده نمایان می کند که با تسلط بر زبان و اندیشه مبدأ، متن را خوانده، معنای آن را دریافته، این معنا را درونی کرده و سپس در کمال وضوح معنایی و امانت و با در نظر گرفتن سبک نویسنده، متن را به زبان فارسی برگردانده است.

دیدگاه ها
درج دیدگاه